تحلیلی بر کمپین هشت میلیاردی «شیپور»

Spread the love

تبلیغ روی بیلبورد به شکل وسیع چیزی است که چند هفته‌ای است از «شیپور» می‌بینیم؛ سایتی که خود را نیازمندی‌های رایگان خرید و فروش معرفی می‌کند.

کمپین گسترده‌ای که این شرکت روی بیلبورد‌ها انجام داده از دو جهت قابل توجه است. نخست آنکه از هیچ استارت‌آپی در این سطح چنین حجم تبلیغات خیابانی را ندیده بودیم و شاید تنها موردی که به خاطر داریم تبلیغات بیلبوردی دیجی‌کالا باشد که در اواسط سال ۹۳ شاهد آن بودیم اما تبلیغات شیپور از نظر حجم بسیار گسترده‌تر – و  البته پرهزینه‌تر –  از دیجی‌کالا به نظر می‌رسد.

نکته دوم ویژگی‌های مضمونی این کمپین است که نقطه تمایزی با تبلیغات معمول روی بیلبورد ایجاد می‌کند. پرسش اصلی این است که اساسا یک شرکت استارت‌آپ که برخرید و فروش «اینترنتی» تمرکز دارد چرا بزرگ‌ترین کمپینش را روی تبلیغات محیطی ( یک ابزار سنتی )  اختصاص داده است و نه فضای اینترنتی و از آنجا که حافظه‌مان می‌گوید تبلیغ‌های شیپور را در محیط آنلاین هم دیده بودیم  این پرسش ایجاد می‌شود آیا کمپین‌های آنلاین شیپور ناموفق بوده است؟

 

هزینه کمپین 

گفته می‌شود هزینه کمپین شیپور چیزی حدود ۸ میلیارد تومان است. از آنجا که در همین دوره شاهد تبلیغات تلویزیونی و زیرنویسی شیپور هم بودیم نمی‌توان تخمین دقیقی از کل هزینه برآورد کرد.

 

سنجش موفقیت کمپین

با توجه به فقدان اطلاعات لازم فعلا نمی‌توان از موفقیت یا شکست این کمپین تحلیلی ارایه داد اما یکی از مسئولان شیپور با مقایسه این سایت با رقیبش دیوار گفته « کمپین طوری طراحی شد که در این مرحله از آن که اکنون به پایان رسیده است، مخاطب به سرزدن به وب سایت و گشت‌وگذار در آن دعوت می‌شد که تغییر رتبه الکسا از ۱۳۰ به ۵۷ نشان‌دهنده تحقق این هدف اولیه است». اگر هدف اولیه آنچنانکه این مدیر شیپور گفته صرفا کاهش ۷۳ رتبه‌ای الکسا باشد باید گفت این بالاترین هزینه‌ای است که تاکنون یک شرکت برای رتبه الکسای خود پرداخته است و البته با این وجود هنوز ۴۶ رتبه بیشتر از رقیبش است. گفتنی است رتبه الکسای «دیوار» اکنون ۱۱ است.

 

ایده و اجرای کمپین 

اجرای این کمپین توسط شرکت کرگدن انجام شده است که پیش از این کمپین‌هایی از بانک ملت را از آن دیده بودیم. نقطه تمایز ایده این تبلیغات با تبلیغات مرسوم بیلبوردی دیگر در ارزش ایجاد کردن برای محصولات ارزان قیمتی است که دیدن قیمت چند هزارتومانی آنها روی بیلبوردهای چند ده میلیونی ایجاد کنجکاوی می‌کند. شاید بتوان گفت تا به حال کسی یک کیلو تیله، یک دستگاه تلمبه ( با توصیف مطایبه آمیز خوش‌دست،نرم و تمیز!)، یک  وانت نیسان آبی  یا یک فرغون ۱۵ هزارتومانی را روی بیلبورد نگذاشته بود. اساسا کسی یک جنس «فروخته شد»ه را روی بیلبورد نبرده است.  شیپور اما در انتخاب این آرت‌ورک‌ها برای اینکه نشان دهد یک «فروشنده همه چیز» است شجاعت قابل تحسینی به خرج داده است. میگوییم شجاعت چون  از یک ایده نامتعارف برای عمومی‌کردن کسب‌وکار خود استفاده کرده و احتمالا بعد از نتیجه‌نگرفتن از کمپین‌های قدیمی آنلاین خود به سراغ چنین کمپین آفلاینی رفته است.

با این حال حتی یک ایده خوب و جذاب در تبلیغات اگر در خدمت استراتژی برند یک شرکت نباشد اثر لازم را نخواهد داشت. در مورد شیپور به نظر می‌رسد هدف کمپین ( بر اساس صحبت‌های یکی از مسئولان شیپور ) آشنا‌شدن مردم با این برند است. اما از آنجا که آرت‌ورک‌ها قبل از برندسازی روی پلت فرم عرضه محصولات متنوع تاکید دارند این گمانه ایجاد می‌شود که مخاطبان عمومی ممکن است اساسا با این برند جدید ارتباط برقرار نکنند. به بیان ساده‌تر شاید بهتر بود شیپوری که نامش هنوز برای بسیاری ناشناخته است ابتدا روی برندینگ نام خود تمرکز می‌کرد و سپس به سراغ آرت‌ورک‌هایی از این دست می‌آمد. بگذریم از اینکه به نظر می‌رسد شیپور نوعی شتاب برای اجرای این کمپین داشته و همین حتی در زمینه اجرا هم اشکالاتی را به وجود آورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.